|
قاصدک
|
||
این هم عکسای کوه !
این هم یکی از ..... شانسی های ما تو کوه! دیگه تو کوه هم امنیت نداریم ! این مفیدیا ریختن تو کوه !

برنامه دوره ای نیست!
صفحه جهادی دومیش راه افتاد برید نظراتدون رو بدین! متنهایی هم که دارید رو بیارید بدین!
عکسا رو هم که هر کی دوست داره سریع تر برداره می خوام جمش کنم !
اولندش : تشکر زیاد از آقا نوید زردکف ! هم به علت جلسه بسیار عالیشون ! هم به علت نوازندگی قشنگشون ! هم به خاط اون کروکی که نمی دونم ! خودش چطوری راه خونه رو پیدا می کنه !
اینم عکساش !
راستی این تبریز برداشت فیلمش رو پاک رکد و گرنه نوازندگی ایشون رو هم می زاشتیم برید حال کنید !








دست خودم درد نکنه با این همه فعالیت !
آدرس عکسا هم اینجاست !>>>>http://www.rosepack.com/Pixs.htm
فعلا! خدافذ!
اولین جلسه ی دو هفتگی:
زمان: پنجشنبه ،۲۴/۹/۸۴، ۴:۳۰ الی ۷:۳۰
مکان: منزل نوید زرد کف
آدرس: اقدسیه(موحد دانش)، انتهای فیروزبخش
دست راست ،به طرف بالا، خیابان فسقری،
نبش نگین،پلاک ۱۴،زنگ دوم از پایین
سانحه برخورد هواپیما رو به دیفال رو تسلیت می گم ! بعد از یه مدت که گزشته!
ایشالا روحشون اونجا حالی به حولی ! یه فکری هم به حال ما بکنن آمین!
یه کم فکر!
می گن وقتی احساسات بر آدم قالب میشه دگه لازم نیست عقلش کار کنه !
حالا آدم ها اینو میدونن؟!؟! همه ادعاشون میشه که میدونن! و سعی می کنن اول عقلشون رو بندازن جلو وقتی دیدن درسته احساسات بپاچن!
حالا من یه جوری فکر کنم ! :!:!:!
اگه من نخوام شما از عقلت استفاده کنید !چی کار دوست دارید بکنم!
. ...
....
....
....
الآن یه کم فکر می کردی حد اقل ! کپک!
حالا من می خوام شما فکر نکنید ! این طوری می کنم! بدون اینکه شما اول از عقلتون استفاده کنید برید مرحله بعدی ! حالا که رفتید مرحله بعدی ! احساسات می پاچونید ! دیگه فکر هم نمی کنید !
نه؟
حالا برای رد شدن از عقل !وسیله لازم داریم ! چی کار کنیم ! یه مراسم مناسب و تعداد مناسب آدم!
آدم های هماهنگ شده ! یا کلا تو کار احساس!
آدم های کلا تو کار احساس که هیچی ! عضو فعال و مفت ! هماهنگ ها هم که پولشون رو بعدا به حساب می ریزیم!
تموم شد این !
به مناسبت هواپیماهه!
۳ ومین هواپیما از این نوع که به سلامتی داره سقوط میکنه ! می تونه خنده دار ترین واقعه باشه اگه نیروی ارتش جمهوری اسلامی ایران باز هم برای انتقال مسافرین خود از این نوع هواپیمای ترابری استفاده کند!
هر بار هم یه عده آدم رو فرستادن اون دنیا و به نام شهید در قطعه شهدا خاک کردن و مردم هم چفیه هاشون رو مالید به تابوتاشون و خاطرات از اخلاق خوب اون عزیزان گفتن!
نمیگم ! نمیگم ! اینا شهدا نیستند در راه خدا پیغمبر نرفتن و درجات پایینی دارند و کافر بازی ! نه !
کار خونه تولید شهید که نداریم ! از قصد شهید درست میکنیم ! یه عده آدم درست و حسابی رو می فرستیم برن ! بعد می گیم بابا شهید ووو.... ! تقدیر و از این جور حرفا یه کم اون ور تره ! آدم با دست خودش از این کارا نم کنه ! هممون حرفایی که زمان جنگ هم میگفتن که میشد به جای اینکه شهید تولید کنیم می شد یه کار دیگه کرد ! حالا راست و غلطش پای خود شون!
اما می تونست خنده دار ترین حادثه توی این چند روز همین باشه ! که دوباره همون نوع هوا پیما یه سری رو شهید کرد !
می تونست یه عالمه فش و دری وری برای یه سری داشته باشه !
می تونست یه عالمه آدم رو به فکر ببره ! با همین یه جمله که خلبات حاضر به پرواز نبود ! دستور پرواز داشت!
آره می تونست یه سری آدمو به فکر ببره و درباره حماقت بعضیا یه سری فکرایی بکنن!
خوب اگه من جای اونا بودم و میخواستم شما فکر نکنید چی کار می کردم!
شاید این همه برنامه های تلویزیون ! این مهه گزارش ! این همه عزاداری ! ....
ولش کن!
آقا پول ما رو هم بریزید به این حسابی که میگم!
به مناسبت کم شدن خدا پیغمبر خونم یه متن در مورد خدا پیغمبر بنویسم!
یه متن رسید دستم ! که خیلی تکراری شده شاید اما جا داره یه کم ! آره ...
sedazad ay malaeke ta mitoonid hajate in bandamo dir bedid, akhe man monajatesho doost daram, amma oon gonahkarai ke goftam , tamikhastan sareshoono bala biarand beheshoon hajateshoono bedid man az soorateshoon badam miad
صدا زد : ای ملائک تا میتونید حاجت این بده منو دیر بدین ! آخه من مناجاتش رو دوست دارم !
اما اون گناهکارایی رو که گفتم ٬ تا میخواستن سرشون رو بالا بگیرن ٬ بهشون حاجاتشون رو بدین ! من از صورتشون بدم میاد!
حالا عزیزان زیاد التماس دعا داریم از گناهکارا !
حالا باید مواظب باشی بهت نگن ! : فلانی مستجاب دعا هست ! یه گوشه مغزم میره به این سمت!
اوضاع خدا پیغمبر خونت چطوره ! دوست دارم یه کم از خدا پیغمبر تو جهادی بنویسم اما زوده ! خودتو گرم کن ! که گفتم ! ک خودت بفهمی .... ! گرم کن ! خودت رو گرم ! خدا پیغمبر کن !
تو این هوای عالی دیگه کی قلیون میکشه؟
نفس بکش ! نفس بکش !
که دیگه جدی جدی هر نفس حدود ۳ تمن برات آب می خوره !
وای دلم هوای قلیون تو این هوا کرد!

تهرانه قلیون سر خود!
برنامه کوه !
ایندفه با استقبال شدید بروبچ مواجه شدیم !
قرار بود من فقط ۲ نفر رو سر قرار بکارم ! ولی وقتی رسیم ۱و۲و۳و۴و۵ تا آدم منتظر بودن ! بعدش هم که ابولقاسمی اومد و با خودم شدیم ۷ نفر!
خیلی حال داد! درسته به قله نرسیدیم ! ولی به جیزای خوبی رسیدیم ! اگه عکساشو ببینید ! از هفته بعد شما هم میاین! حالا ما گفتیم !
آقایان : صمیمی و بحیرایی و مقدس و شیخ باقری ( .... تو مغز) زرد کف و من و ابولقاسمی!
خیلی حال داد! ولی...
ولی ......
>>>> هفته بعد بیشتر حال میده!<<<<
راستی از سرباز گمنام ومسئول برنامه کوه : آقای میرعارفین هم که ما رو همراهی کردن ! البته به صورت گمنام و گمبو گور ! تشکر به عمل میاریم !
آقای لوایی هم به خاطر درجه استادی در برنامه های اتفاقی و پیچوندن برنامه کوه تشکر می کنم! اگه مسیجت نرسیده بود تا خوده ۱۰ خواب بودم!
.gif)
راستی ! جو کوه : عالی ! عالی ! عالی!
خدایا این جو را از ما نگیر! آمین!
جهادی!
تا حالا ! هیچ متنی رسیده به دست من! آقای ترکابادی و شفیعی هیچ کدوم ! حالا ببین چی بشه!
نه تضعیف روحیه شد! همه چی داره خوب پیش میره و خیلی خوبه ! عالیه ! داریم میریم !
راستی این صفحه ای که درست کردم هر متنش برا خودش جای نظر خواهی درباره اون متن داره ! هنوز بعضیا نفهمیدن! اصلا این تو زندگیش هیچی نوفهمه!
بعدش درباره زمانی که صفه میاد بالا یه سری بنویسید ! ما که تکنولوژیمون بالاهه نوفهمیم چقدر طول میکشه ! اگه زیاده !میشه کم کرد حجم صفه رو ! حالا بنویسید !
استخر!
اونم داره میشه هفته ای یه بار! برای چهارشنبه با آقای بحیرایی بهتوافق رسیم که همین مقدار خوبه! پس چهارشنبه ! اماده استخر بشید!
درس !
این هم یه برنامه جدیده ! که مثل اینکه خیلی کم پرداخته میشه بهش ! گفتم اگه کسی دوست داشت می تونیم یه برنامه هم برا درس بزاریم ! البته اگه بعدش تبدیل به یکی از برنامه های بالانشه!
همین !خدافض

برنامه کوه!
این دفعه ! یه یاد اوری برای برنامه کوه داشته باشیم!
جمعه صبح ساعت ۷ دمه پای آقا جمشید! هر کی دوست داره ! بیاد من میرم ! هر کی هم خبری لازم داره ! بگه بیدارش کنم!
از همه سربازان گمنام ! هم دعوت به عمل می آید!
جهادی!
متن ها و گزارش هایی که قرار بود برسه دست من ! تو راهه مثل اینکه !
با عرض پوزش : با حس و حال شروع کردم ! حالمو بگیرید ! یه حالی به خودتودنو جهادی میدم!
یه کم همکاری بفرمایید !
به خیلیا سپردم که یه متنی برسونن دست ما ! حالا ببینیم کی میرسه!
عزیزانی هم که هنوز یا تکنولوژی اینترنت آشنا نیستن ! خوب رو یه کاغذ بنویسن برسونن دست من!
صفحه جهادی هم نو کردم ! نظر هم می تونی بدی!
جلسه هفتگی!
این هم داره با زحمت آقای ممد خانی و شاهزمانیان راه میفته ! اونایی که دوست دارن بندازن خونشون خبرش رو به این دو تا بدن!
لسانا!
این برنامه آقای شفیعی هست ! قراره لسانا کار کنن! فکر کنم خیلی حال بده!
بقیه برنامه ها !
هم که دیگه بدرد شما نمی خوره ! همین !
خدافظ!
در جواب نامه تو نارفیق از تو نوشتم!
از تو که شد با تو آغاز لحظه ٬ لحظه سرگزشتم!
رفتی اما کردی یادم ٬ آخه یار باوفاتم !
واسه فهمیدن حرفات منو کم داری فداتم!
**** یه شر از ابی عرق خور!
آماده شو که شرو کردم ! بسم ا...!
صفحه جهادی هم داره راه میفته ! تو پیوندها هست!
من و ابولقاسمی و زردکف!
ابولقاسمی که بهم گفته بود زنگ بزن و با چند تا مسیج راه افتاد ! زردکف هم که خودش راه افتاده بود !برنامه جمع جور! اما به دلیل یه کم دیرکرد و اعتیاد بالا تا ایستگاه ۲ ( داشتیم می رسیدیم به ۲ دیگه!) بیشتر نرفتیم و برگشتیم !
اما با یه تخمه مرغ و یه کف دست خرما ! خوب بود ! البته در کل راه سعی داشتیم سر پنجه بریم که من هنوز هم نمی دونم یعنی سریع بریم یا یواش! ولی خوب حرف تازه ای بود!
با توجه به شلوغی کوه ! از نظر امکانات تامین بودیم ! اما به دلیل حضور خواهران بسیچی یه کم جو کوه نا مناسب بود !
هفته بعد هم هر کی میخواد بیاد ! خودش بیاد دیگه ! یا خبرش رو بده !
راستی جناب آقای میر عارفین هماهنگ کننده برنامه کوه بودن ! اما به دلیل سرباز گم نام بودن حضور نداشتن ! یا شاید هم حضور داشتن اما ما ندیدیم !
حالا دوباره پیشنهاد برنامه و جلسه هفتگی بدین !
جلسه هفتگی!
عزیزان ابراز علاقه کردن برای داشتن جلسه هفتگی ! همین هفته بعد میایم خونه شما! البته اقای مقدس داره یه فداکاری هایی میکنه! اما فعلا جمعه ها رو هم درس می خونه!
این عکس هم مربوط به هفته میانترم ها هست و درس!
جهادی!
همون ! از آقای ترکابادی خواستم که یه گزارشی برای ما از مسئول جهادی فارق التحصیلی بگیره ! که برای گرفتن گزارش از آقای ترکابادی هم باید یکی بره !
اصلا اعصاب خورد کنی شده ! این شورا!
راستی !برنامه برا عیدت نریزا ! فقط جهادی !
خدافظ!
ایدفعه گیر درس و مشخم زیاد !
دو تا برنامه !
برنامه کوه جمعه ! این دفه دیگه تهرانم و می خوام برم ! هر کی دوست داره بیاد و نمی تونه از خواب پاشه به من بگه ! صبح بهش زنگ می زنم!
یکی هم که جهادی !
دچار اضطراب شدم زیاد ! برنامه شورا ! << حضور زیاد دوره ۹ در مسافرت جهادی فارق التحصیلی >> بود که ! از دور که خبری از جهادی فارق التحصیلی نبود ! برای همین به ترکابادی گفتم که از نزدیک ببینه! خبرش رو به ما هم بده! حالا قراره بده دیگه !
ولی خودتون فعلا ! خودتون رو بندازیر تو جو جهادی که ! شد ۴ ماه!
دیگه !... هیچی! راستی خیلی وقته ندیدمتون ! دلم یه جورایی شده! اگه دلت یه جورایی نشده که باید یه چیزی بدم دستت تا آدم شی!
![]()
|
|